تبلیغات
اصله - حتما بخون! اصطلاحات زندان
 
اصله
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید بیگلری
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مُخ توی فرغون ریختن: با وراجی و زبان بازی کسی را متقاعد کردن

معده ای: مواد مخدری را که از را ه معده و به واسطه بلعیدن حمل و نقل می کنند

مال خر: کسی که انواع مواد را می شناسد و کیفیت و مرغوبیتش را تشخیص می دهد. کارشناس مواد!...




متوجه همراهته؟: متوجه هستی؟

منبع اش تخته: شکمش سیر است

ما رو گرفتی؟: مسخره می کنی؟

مکافات: به کناره های فلزات تخت که بعد از تیز کردن وسیله ای برنده شده و نگهداری آن در زندان برای شخص ممنوع و دردسر ساز است

ماهواره: به فرد زندانی می گویند که تعادل روحی و روانی نداشته باشد. مثال" فلانی زده به ماهواره"

ماهواره: آدم فروش

ما بچه فیروز بهرام نیستیم: ما لات هستیم. وقتی می خواهند اثبات کنند آدم های بزن بهادری هستند می گویند

ما بودیم و اینا، مامانم اینا: نوعی موزون حرف زدن در وسط جمله است. وقتی حرف را عوض می کنند هم می گویند. مثلا وقتی غریبه ای از راه می رسد که جلوی او نباید حرف زد، این جمله را می گویند

ما به درختایی ریدیم که تو برگش بودی: ما خیلی بزرگتر از تو هستیم. روت رو کم کن. وقتی می خواهند طرف را تحقیر و خودشان را بزرگ کنند می گویند

ما خومون قاپ قمارخونه ایم: در مقابل کسی که زیاد خودش را خلافکار نشان می دهد و برای اثبات این که ما خودمان این کاره ایم گفته می شود

ماده سی و هفتی: کسی که از ماده 37 آیین نامه قدیمی زندان استفاده کرده. طبق این ماده زندانی ای که دچار اختلال روانی است و در حالت دیوانگی قرار دارد طبق تشخیص پزشک قانونی آزاد می شود. ماده سی و هفتی زندانی ای است که یا شامل این قانون می شود و یا چنان رفتار می کند که بتواند به استناد این ماده آزاد شود

ما رو به پوست پیاز فروختی: مترادف ما رو زدی به پات. برای وقتی که رفیقی رفیقش را بفروشد یا نادیده بگیرد گفته می شود. ما را ارزان فروختی

ما رو زدی به پات: در مورد کسی که دوستش رابفروشد یا او را نادیده بگیرد و برای حفظ خودش رفاقت را زیر پا بگذارد، گفته می شود

ما رو...سه دس، صبح و ظهر و عصر، نخود لوبیا عدس، آچار پیچ گوشتی انبردس، صغری کبری اقدس، پس کی می گی بس؟: یکی از شیوه های حرف زدن در فضای لمپنی. به نوعی قافیه چینی و موزون سخن گفتن در گفتار بر می گردد. مثلا در عبارت فوق وقتی که کسی زیاد اذیت می کند به او این طور جواب می دهند. این عبارت تا حدی شبیه به بحر طویل است و جز جمله اول معنی و مفهومی ندارد و بقیه آن برای آهنگین صحبت کردن از یکسو و جلوگیری از ادامه صحبت طرف مقابل است. گاهی اوقات آوردن عبارات طولانی تر در مقابل طرف نوعی خودنمایی است

ماست کش: بیخ ِ خِر. ماست کش طرف رو گرفتن " یقه طرف رو گرفتن. از نقطه ضعف او استفاده کردن و او را وادار به انجام کاری کردن". به  عنوان نقطه ضعف هم معنی می دهد

ماشین رو: کسی که ضبط یا وسایل ماشین می دزدد. معمولا با توجه به این که سرقت بسیار تخصصی است یک سارق فقط شی خاص یا محل خاصی را سرقت می کند. " ماشین رو" فقط وسایل ماشین را می دزدد. این اصطلاح ویژه سارقان است

ما که سیر شدیم ...ونِ لق هر چی گرسنه اس: بعد از غذا خوردن می گویند

مال: درست و حسابی. خوب. به جنس خوب می گویند. معمولا به آدمی یا چیزی که ارزش مادی داشته باشد گفته می شود

مالاسیدی: ترکیب مالیدی و لاسیدی. مترادف " مالیدی، چائیدی. تکیه کلامی است برای رو کم کنی صمیمانه!"

مال این حرفا نیستی: این کاره نیستی. اهمیت نداری

مال خر: کسی که جنس دزدی می خرد. مترادف: شر خر

مال نیست: خوب نیست

مالی: زندانیانی که جرایم مالی دارند؛ از قبیل صدور چک بلا محل، فروش مال غیر، خیانت در امانت، اخلال در نظم اقتصادی و...

مالیدیشن: مالیدی با tion  انگلیسی آمده، به معنی ماست مالی کردن. مانند" ماست مالیدیشن. ماست مالیزاسیون هم گفته می شود". مثال " اوضاع رو مالیدیشن کرد"

مال یه دیقه شه: مال یه شب جمعه شه

مال یه شب جمعه شه: این که چیزی نیست. این مال یه دقیقه شه. وقتی خصوصیت بد یک خلافکار را می گویند گفته می شود. مثلا وقتی می گویند" فلانی پنجاه میلیون سر فلانی رو کلاه گذاشت" جواب می دهند" اون که مال یه شب جمعه شه"

مامان: خوب. جالب. باحال. "خیلی مامانه" خیلی خوبه. " یه فیلم دیدم مامان" فیلم خوبی دیدم. " خیلی مامانی یه" خیلی خوبه

مامان بالانس: آدم دوست داشتنی و خوب. اصطلاح بالانس از ورزش ژیمناستیک آمده مانند" آفتاب بالانس" و "مهتاب بالانس"

مامان تا، سامانتا: با تاکید بر حرف "ن" گفته می شود. خیلی خوب.مامانی.مامان. باحال. جالب. آدم جالب. آدم باحال

مامان! قیمت سیگاری چنده؟: عبارتی است که برای رو کم کنی معتادان سوسول و بالاشهری گفته می شود. معمولا وقتی زندانی شمال شهری و کلاس بالا از وضع سالن و زندان گله می کند، به او می گویند. معادل" مامان جونم! آب هویجم کو؟"

مامی اش از آمریکا برگشته: به آدم سوسول می گویند. در مورد زندانی که ادعا می کند دائما به خارج می رود یا تازه از خارج آمده یا از وضع بد و کثیف زندان زیاد ابراز ناراحتی و نارضایتی کند می گویند

 پی نوشت: اگر میلتان کشید، در صورتی که واژه‌های دیگری را هم شما می‌شناسید یا که پیدا کردید، برای این صفحه بفرستید تا به فرهنگ لغت زندان اضافه کنیم.

واژه ها و اصطلاحات زندان 20

واژه هاو اصطلاحاتی که در این بخش می خوانید الزاما در مورد زندان نیست و خاستگاه آنها نیز فقط زندان نیست ، اما در زندان این واژه ها و اصطلاحات مورد استفاده قرار می گیرد.

و)

وکیل‌بند: نماینده‌ی زندانیان در داخل بند. وکیل بلند رابط زندانی‌ها با مسئولان زندان هم هست

وارسیکته: وقتی غذای مصرفی دارای گوشت و مخلفات کافی باشد می‌گویند

ه)

همرو زدن: استفاده از ادرار افراد سالم از طریق افرادی که آزمایش آنها مثبت است، جهت منفی شدن نتیجه آزمایش

همروزد: بدل زد.  عوض کرد

هلکی: هروئین

هوا بارونیه: نوعی هشدار در هنگام جابجایی مواد یا کارهای خلاف، اگر خطری احساس شود

هوا ابریه: نوعی هشدار در هنگام اعمال خلاف در زندان

هم اطاقی: هم‌بندی. هم زنجیری

هاتِّرید: پاره شدن. وقتی چیزی ناگهانی پاره می‌شود با تشدید بر روی حرف "ر" گفته می‌شود. به معنی "کار از دست رفت"، یا " همه‌چیز به هم ریخت" هم گفته می‌شود

هالتون...مورچه داره؟: یکی از شوخی‌های رایج در فضاهای شهری و به خصوص در میان لمپن‌ها، دو پهلو حرف زدن است، مثلا وقتی می‌گویند "هالتون..."طرف فکر می‌کند می‌خواهند حالش را بپرسند و بعد با کمی فاصله می‌گویند " مورچه داره؟" نوعی شوخی زبانی است. نوعی احوالپرسی

هرکی می‌گه نون و پنیر، تو یکی سرتو بذار بمیر: تو زیاد حرف نزن. اگر هرکسی حق دارد حرف بزند، تو حق حرف زدن نداری. به کسی گفته می‌شود که زیاد حرف می‌زند

هلو: جذاب. جالب. خوش قیافه. خوش‌تیپ. به آدمی که چهره‌ی جذابی دارد گفته شده، در مورد مردان هم در زندان به طعنه به کار می‌رود. به مفعول هم گفته می‌شود. کاربرد در جمله " طرف عجب هلوییه!"

همچی می‌زنمت که با کارتک از کف خیابون جمعت کنن: جوری می‌زنم له بشی. نوعی تهدید است

همچی می‌زنمت که برینی: بدجوری می‌زنمت. نوعی تهدید است

همچی می‌زنمت که عرش خدا بلرزه: نوعی رجزخوانی. نوعی تهدید

هم‌خرج: زندانیانی که هزینه‌ی خورد و خوراکشان با هم است. معمولا یک نفر عهده‌دار هزینه‌ می‌شود و پس از یک هفته خرج هفتگی را از دیگران می‌گیرد

هم‌سفره: کسی که با دیگران غذا می‌خورد ولی پول سهمش را نمی‌دهد. در مقابل هم‌خرج که سهم پولش را می‌دهد. مفتخور. چترباز

همون موقعی که لوله اگزوز خاور رو می‌گرفتی، می‌گفتی حسن بیا قلیون بکشیم: عبارتی تحقیرآمیز برای این‌که به کسی بگویند تو هنوز بچه‌ای. این عبارت وقتی گفته می‌شود که کسی مثلا می‌گویند " از کی تو وارد این کارا شدی؟!" یا مثلا می‌گویند" آقا از کی واسه ما راننده شدن؟". نوعی رو کم کنی است

همه آقایونه لاتا: مخلص همه‌ی آقایون. وقتی کسی به جمعی وارد می‌شود که لات‌ها نشسته‌اند برای سلام می‌گوید. مترادف "همه‌ی لاتی‌ها. مخلص آقایونا" در ادبیات لمپنی در بسیاری موارد بعضی کلمات حذف می‌شود، از جمله در این عبارت "مخلص" حذف می‌شود، یا " سلام به همه‌ی آقایون لات‌ها" تبدیل می‌شود به " همه‌ی آقایون لات‌ها"

همه‌اش مال خودته، هل نزن: به کسی که تندتند غذا می‌خورد می‌گویند. به آدمی که تنها غذا می‌خورد می‌گویند

همه رو برق می‌گیره، ما رو ننه‌ی ادیسون: شانس نداریم. وقتی کسی به دلیل بدشانسی در مخمصه قرار می‌گیرد گفته می‌شود. مترادف همه رو برق می‌گیره ما رو چراغ موشی

همه لاتیا: خلاصه شده‌ی " قربون همه‌ی آقایون لات‌ها". در هنگام ورود به جمع لات‌ها با صدای بلند گفته می‌شود

همه می‌زنن خون در میاد، ما می‌زنیم شاش در می‌آد!: وقتی می‌خواهند خود را اثبات کنند می‌گویند. نوعی مقایسه است برای اثبات خود. وقتی از کسی می‌خواهند اثبات کند که برای کار مورد ادعایش توانایی دارد هم گفته می‌شود

هواپیمایش می‌پره: وضعش روبه راه است. وضع مالی‌اش خوب است. کنایه از کسی که همه کارهایش روبه راه است و هیچ مشکلی ندارد. عبارت مشابه "پاترولش پره"

هواخوری: زمانی در ساعات روز که زندانی در آن ساعت- که در زندان‌های مختلف متغیر است- می‌تواند در حیاط بماند، ورزش کند یا با هم‌بندهایش باشد. هواخوری در وضع زندانیان و روحیه‌ی آنان تاثیر مهمی دارد. یکی از مهمترین مجازات‌های زندان در زندان انفرادی قطع ساعت هواخوری است که به زندانی فشار بسیار زیاد وارد می‌کند

هوشنگ‌خان: سوسول. آدم افاده‌ای. زندانیان برای تمسخر زندانی تمیز و پولدار و مودب و یا زندانی‌ای که خودش را می‌گیرد از این نام استفاده می‌کنند. با توجه به این‌که اسامی زندانیان اکثرا از اسامی معمول مذهبی است معمولا نام‌هایی مانند هوشنگ، کامبیز یا منوچهر مربوط به زندانیانی است که با جو معمول زندان هماهنگی ندارند

هیئت چشم‌قرمزها: جمع معتادان در اتاقی که همه معتادند. مترادف " براردران اهل عمل". معمولامصرف مواد مخدر باعث سرخ شدن چشم می‌شود

هیکلش کتاب شعر بود: روی تنش خالکوبی شده بود. به کسی که خالکوبی‌های زیادی روی تنش کرده است

هیکلین چوخ‌دی، غیرتین یوخ‌دی: جمله‌ی موزون ترکی است. معنی" هیکلش درشت است، اما از خودش واکنشی نشان نمی‌دهد. بی‌غیرت. بی‌تعصب. مترادف" برزو گوزوو"

            



نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 7 تیر 1391
مجید بیگلری